این شبها با احسان بلوار کشاورز رو بالا و پایین میکنیم.چیزی عایدمان نمیشود جز رنج و عصبانیت.

نوشته شده توسط معاصر در
|
ترجیح میدهم بیدار بمانم و لحظه لحظه استرس شمارش را حس کنم حرص بخورم عصبانی شوم خوشحال شوم ذوق کنم نه اینکه صبح از خواب بیدار شوم و باز در کابوس چهار سال پیش غوطه ور شوم.

نوشته شده توسط معاصر در
|
آخ که چقدر یک رادیوی جیبی موجود دلنشینی ست وقتی تنهایی و دراز کشیدی و چشمهاتو بستی یا حتی وقتی تنهایی و داری آشپزخانه را تمیز میکنی و مخصوصن وقتهایی که تنهایی یک مسیر طولانی را رانندگی میکنی موجش را روی رادیو آوا تنظیم کنی تا برایت هرچه دلش میخواهد پخش کند و تو فقط گوش بدهی و گوش بدهی و ساکت بمانی.

نوشته شده توسط معاصر در
|