تبليغاتX
به آرامی گذر کردن
 از همه اسرار الفی بیش برون نیفتاد

و باقی هرچه گفتند در شرح آن الف گفتند

و آن الف

البته فهم نشد.

 

نوشته شده توسط معاصر در |
ـ هیچوقت نفهمیدم از سر جسارت بود یا حماقت که وجود خدا رو زیر سوال میبرد.خدایی که نشانه های  وجودش در این دنیا روشن تر از هر چراغی ست.اینکه مردم رو به تفکر تشویق میکرد نشان از هوشمندی اش بود اما پشت این دعوت به ظاهر شیرین و عقلانی اش چه داشت؟ درواقع هیچ. اعتقادات مردم را با تمسخر به چالش میکشاند و درهم میریخت اما در مقابل هیچ تفکر تازه و امید بخشی هم برای ادامه ی حیات به آنها نمیداد.رضا فاضلی مرد.به قول خودش مثل میلیون ها آدم که آمدند و زندگی کردند و مردند. 

 

از مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری:

ـ الهی آن را که تو خواهی آب در جوی او روانست و آن را که نخواهی او را چه درمانست؟

ـ الهی چون سگ را بارست و سنگ را دیدار اگر من از سگ و سنگ کم آیم عارست.عبدالله را با نومیدی چه کار؟  

نوشته شده توسط معاصر در |