درست شد جوری که دیگه هیچ ویروس بی پدری حریفش نباشه.برگشتم.امتحاناتم تموم شده و خونه تکونی شروع! درست همین موقع ست که میفهمی چقدر این بشر دو پا زباله تولید میکنه.عین زالو چسبیده به این دنیا و به همه چیزش تجاوز میکنه.حتی به ابر ها.ای بی ناموس ها.میتونی سرتو بچرخونی و خودتو بزنی به نفهمی.اما نمیتونی نبینی.انگار یکی با پونز پلکهاتو باز نگه داشته باشه تا این جهنم رو ببینی.هی هی هی روزگار.بگذریم.خودت چطوری؟

نوشته شده توسط معاصر در
|